شیشعانلغتنامه دهخداشیشعان . [ شی ش َ ] (ع اِ) یا دار شیشعان . قندول . عراثا. عودالبرق . (گااوبا). درختچه ای است که در کنار رود کرج و نیز در کرمان و خراسان موجود است و گل آن به نام
جشیشانلغتنامه دهخداجشیشان . [ ] (اِخ ) از محله های اصفهان قدیم بوده است . (مجمل التواریخ و القصص ص 524).
شعشعانلغتنامه دهخداشعشعان .[ ش َ ش َ ] (ع ص ) دراز و نیکوخلقت . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). نیکو. (مهذب الاسماء). و رجوع به شعشاع و شعشع و شعشعانی
شعشعاناتلغتنامه دهخداشعشعانات . [ ش َ ش َ ] (ع ص ، اِ) ج ِشَعْشَعانة. (ناظم الاطباء). رجوع به شعشعانة شود.