adaptiveدیکشنری انگلیسی به فارسیتطبیقی، انطباقی، وفقی، قابل تطبیق، توافقی، سازوار پذیر، دارای قوهء تطابق
اپتیک تطبیقیadaptive opticsواژههای مصوب فرهنگستانتوصیف طراحی و کاربرد سامانههای اپتیکی که کارکردشان براساس نیاز تغییر میکند
ارزیابی زیستمحیطی تطبیقیadaptive environmental assessmentواژههای مصوب فرهنگستانروشی برای پیامدسنجی زیستمحیطی که در آن با برگزاری کارگاههای کوتاهمدت و فشرده با شرکت متخصصان و مدیران و برنامهریزان و سیاستگذاران و با بهرهگیری از یک الگو
انتظارات تطبیقیadaptive expectationsواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی مفروض که در آن افراد انتظارات خود را برای آینده براساس رویدادهای گذشته شکل میدهند