انطباق 1adaptation 3واژههای مصوب فرهنگستاندر نظریۀ تحول شناختی پیاژه، فرایند تطبیق ساختارهای شناختی فرد برای برآوردن خواستهای محیطی که شامل دو فرایند مکمل درونانطباق و برونانطباق است
سازگاری 1adaptation 4واژههای مصوب فرهنگستان[پزشکی] تطبیق بهنجار چشم با شدتهای مختلف نور [زبانشناسی] فرایند تغییرآوایی وامواژهها درجهت منطبق شدن با نظام آوایی زبان وامگیرنده
سازگاریدیکشنری فارسی به انگلیسیadaptation, agreement, accordance, coincidence, compatibility, concord, congeniality, consistency, correspondence, harmony, modus vivendi, orientation, pliabili
تَنیزۀ رافینیRuffini's corpuscleواژههای مصوب فرهنگستانپایانۀ عصبی تیغهای در عمق پوست با سازش آهسته (slow adaptation) که فشارهای پیوسته آن را تحریک میکند