وفقلغتنامه دهخداوفق . [ وَ ] (ع مص ) موافق یافتن کار خود را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). سازوار آمدن . (تاج المصادر بیهقی ). موافق و سازوار یافتن کار خود را. (
وفقفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. سازگار شدن.۲. مناسبت و سازگاری؛ مطابقت میان دو چیز. وفق دادن: (مصدر لازم، مصدر متعددی) مطابقت دادن؛ سازش دادن.
وفق دادنفرهنگ انتشارات معین( ~. دَ) [ ع - فا. ] 1 - (مص م .) مطابق کردن ، سازگار کردن . 2 - (مص ل .) مطابق شدن ، سازگار بودن .
وفقکم الغتنامه دهخداوفقکم ا. [ وَف ْ ف َ ق َ ک ُ مُل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) موفق باشید. خداوند موفق بدارد شما را.