34 مدخل
آشنا می شود، اشنا کردن، اگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن
آشنایی، اشنا کردن، اگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن
آشنا
آشنایی
تجاوز جنسی توسط فردی که با قربانی آشنا است
acquaint, understand
acquaint, enlighten, familiarize, initiate
acquaint
acquaintance
acquaintance, familiarization, orientation