33 مدخل
آشنایی، اشنا کردن، اگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن
آشنا
آشنایی
آشنا می شود، اشنا کردن، اگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن
تجاوز جنسی توسط فردی که با قربانی آشنا است
acquaint
acquaint, understand