accostingدیکشنری انگلیسی به فارسیاعتیاد، نزدیک شدن، مخاطب ساختن، مواجه شدن، مشتری جلب کردن، نزدیک کشیدن، در امتداد چیزی حرکت کردن
استهلاک دفتریaccounting depreciationواژههای مصوب فرهنگستاناستهلاک کالا در یک بازة زمانی معین که در دفاتر حسابداری ثبت میشود
ترازینۀ آبwater budget, basin accountingواژههای مصوب فرهنگستانمیزان آب ورودی و خروجی یک منطقه شامل بارندگی و تبخیر و رَواناب و جذب خاک متـ . ترازینۀ آبشناختی hydrologic budget, hydrologic accounting توازن آب water b