accountدیکشنری انگلیسی به فارسیحساب، گزارش، شرح، صورت حساب، خبر، حکایت، سبب، بیان علت، داستان، پا، حساب کردن، شمردن، محاسبه نمودن، حساب پس دادن، دانستن، مسئول بودن، ذکر علت کردن، دلیل موجه اق
امضای رقمی مرجع حسابaccount authority digital signature, AADSواژههای مصوب فرهنگستانسازوکاری برای پرداخت که در آن براساس تراکنش کارتهای هوشمند و کدهای شناسه، امضای رقمیِ منحصربهفردی برای هر تراکنش ایجاد میشود و نیازی به تأیید شخص ثالث برای
ارزشدیکشنری فارسی به انگلیسیaccount, margin, merit, price, quality, rate, valuation, value, weight, worth