accommodationدیکشنری انگلیسی به فارسیمحل اقامت، تطابق، منزل، جا، تطبیق، کمک، همسازی، وسایل راحتی، سازش با مقتضیات محیط، وام، مساعده
برونانطباقaccommodation 2واژههای مصوب فرهنگستانسازگار کردن طرحوارۀ ذهنی برای انطباق اطلاعات کسبشده ازطریق تجربه
پلکان ورودیaccommodation ladderواژههای مصوب فرهنگستانسازهای فلزی یا چوبی یا ترکیبی از هر دو که در طرفین بدنۀ کشتی نصب میشود و پس از باز شدن برای رفتوآمد به داخل کشتی از آن استفاده میشود