accessibilityدیکشنری انگلیسی به فارسیدسترسی، دستیابی پذیری، امکان نزدیکی، قابلیت وصول، وسیله وصول، امادگی برای پذیرایی
دسترسپذیریaccessibilityواژههای مصوب فرهنگستانمیزان سهولت سفر بین مبادی و مقاصد مختلف برای تمام مردم
پایگان دسترسیaccessibility hierarchyواژههای مصوب فرهنگستاننـوعی جهـانیِ تلـویحی ( implicational universal) که براساس آن امکان موصولیسازی رابطههای دستوری نهاد/ فاعل و مفعول مستقیم و مفعول غیرمستقیم و مفعول حرف اضافه
شاخص دسترسپذیریaccessibility indexواژههای مصوب فرهنگستانعددی که مقدار آن تابعی است از میزان دسترسپذیری در یک گسترۀ عددی محدود
دسترسپذیری ایستگاهstation accessibilityواژههای مصوب فرهنگستانمیزان دستیابی افراد به ایستگاه حملونقل همگانی، در محدودهای معین
پایگان دسترسیaccessibility hierarchyواژههای مصوب فرهنگستاننـوعی جهـانیِ تلـویحی ( implicational universal) که براساس آن امکان موصولیسازی رابطههای دستوری نهاد/ فاعل و مفعول مستقیم و مفعول غیرمستقیم و مفعول حرف اضافه