acceleratingدیکشنری انگلیسی به فارسیتسریع، شتاب دادن، سرعت دادن، تسریع کردن، شتاب کردن، شتاباندن، تند کردن، بر سرعت افزودن، تند شدن، تندتر شدن
اصل شتابacceleration principle, accelerator principleواژههای مصوب فرهنگستانمبحثی در علم اقتصاد که پیوند میان محصول و سرمایهگذاری را بیان میکند و بر پایۀ آن اگر تقاضا برای محصول افزایش یا کاهش یابد، درصد تغییر در تقاضا برای ماشینآلات
پتانسیل شتابدهaccelerating potentialواژههای مصوب فرهنگستانولتاژ مثبت زیادی که به الکترود شتابدهندۀ الکترون وارد میشود