آبداشتhygroscopic waterواژههای مصوب فرهنگستان1. آبی که براثر چسبندگی خاک بر سطح ذرات آن باقی میماند 2. آب موجود در خاک، در دما و رطوبت نسبی معین، معمولاً در دمای 25 درجۀ سلسیوس و رطوبت نسبی 98 درصد
دینلغتنامه دهخدادین . (فرانسوی ، اِ) واحد نیرو در سلسله ٔ سگث که بموجب تعریف ، نیروئی است که چون به جرم یک گرمی وارد شود یک سانتیمتر در ثانیه به آن شتاب دهد. چون وزن یک گرم جرم
قیمةلغتنامه دهخداقیمة. [ ق َی ْ ی ِ م َ ] (ع ص ،اِ) مؤنث قیِّم . (اقرب الموارد). || راست و معتدل . (منتهی الارب ). دیانت مستقیم . (اقرب الموارد). و بهمین معنی است قول خدای تعال
بریةلغتنامه دهخدابریة. [ ب َ ری ی َ ] (ع اِ) آفریدگان . (منتهی الارب ) (السامی ). آفریده . (زمخشری ). خلق . مردم . ج ، بریات ، بَرایا. (ناظم الاطباء) : اًن الذین کفروا من أهل ا