کوپنلغتنامه دهخداکوپن . [ ک ُ پ ُ ] (فرانسوی ، اِ) ورقه ٔ بهادار منضم به ورقه ٔ اصلی که هنگام پرداخت منافع، آن را جدا کنند. || ورقه ٔ جیره بندی قند وشکر و غیره . برش .(فرهنگ فار
کوپنفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهورقهای مخصوص برای دریافت بعضی از اجناس ضروری و مواد غذایی که توسط دولت در بین مردم توزیع میشود؛ کالابرگ.
کوپنهاگلغتنامه دهخداکوپنهاگ . [ ک ُ پ ِ ] (اِخ ) پایتخت کشور دانمارک است که در جزیره ٔ سیلند و 1240 هزارگزی پاریس واقع است و 1168000 تن سکنه دارد. این شهر بندری است در کنار تنگه ٔ
کوپنیفرهنگ انتشارات معین( ~.) [ فر - فا. ] (ص نسب .) منسوب به کوپن ، قابل عرضه یا دریافت به وسیلة کوپن .
ردهبندی اقلیمی کوپِنKoppen climate classificationواژههای مصوب فرهنگستاننوعی ردهبندی اقلیمی مبتنی بر میانگین سالانه و ماهانۀ دما و بارش با در نظر گرفتن پوشش گیاهی که ولادیمیر کوپن ابداع کرد
voucherدیکشنری انگلیسی به فارسیکوپن، سند، گواه، هزینه، سند خرج، مدرک، دستاویز، ضامن، شاهد، تضمین کننده، شهادت دادن
vouchersدیکشنری انگلیسی به فارسیکوپن ها، سند، گواه، هزینه، سند خرج، مدرک، دستاویز، ضامن، شاهد، تضمین کننده، شهادت دادن