کلوتلغتنامه دهخداکلوت . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان یوسف آباد پایین ولایت باخرز است که در بخش طیبات شهرستان مشهد واقع است و 490 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
کلوتواژهنامه آزادکلوت از ترکیب واژۀ کل، به معنی آبادی، و لوت که نام بیابان معروف ایران زمین است تشکیل می شود. کلوت به کوه های شنی گفته می شود . || نام یکی از روستاهای مشهد.
کلوطلغتنامه دهخداکلوط. [ ] (معرب ، اِ) معرب کهلوط هندی است و آن باقلی هندی است . (فهرست مخزن الادویه ).
کلوتکلغتنامه دهخداکلوتک . [ ک ُ / ک َ ت َ ] (اِ)بمعنی کدنگ است و آن چوبی باشد که گازران و دقاقان جامه را بدان دقاقی کنند. (برهان ) (آنندراج ). کدنگ وچوبی که بدان جامه را دقاقی کن
کلوتهلغتنامه دهخداکلوته . [ ک ُ ت َ / ت ِ ] (اِ) کلاهی را گویند گوشه دار و پر پنبه که بیشتر بجهت طفلان دوزند و گوشه های آن را در زیر چانه ٔ ایشان بندند. (برهان ). کلاهی که پنبه د
کلوتکفرهنگ انتشارات معین(کُ یا کَ تَ) (اِ.) چوبی باشد که گازران و دقاقان جامه را بدان دقاقی کنند؛ کدنگ .