کاچهلغتنامه دهخداکاچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ)زنخ باشد و شیرازیان کچه خوانند. (جهانگیری ). || بمعنی چانه و زنخ باشد که موضع برآمدن ریش است . (برهان ). کاجه . چانه . ذقن . || بمعنی خ
کیسة کاچهدارgusseted sack, gusset bagواژههای مصوب فرهنگستانکیسهای که از نازکلولهای (tube) کاچهدار ساخته شده است
کیسة کاچهدارgusseted sack, gusset bagواژههای مصوب فرهنگستانکیسهای که از نازکلولهای (tube) کاچهدار ساخته شده است
چنتة ایستادهstand-up pouch, SUPواژههای مصوب فرهنگستاننوعی چنتة پرکاربرد با کف کاچهای که به حالت ایستاده قرار میگیرد
کیسة تختflat bagواژههای مصوب فرهنگستانکیسة کاغذی یکپارچه، بدون کاچه، که از نازکلولهای (tube) پیششکلگرفته و تخت ساخته شده که انتهای آن تا خورده و چسبانده شده است
چنگرگهاچهلغتنامه دهخداچنگرگهاچه . [ چ َ گ َ گ َ چ َ ] (اِخ ) نام یکی از علمای برهمن . (ناظم الاطباء). از اکابر حکمای هندوستان بوده و در 5027 سال پس از هبوط آدم ابوالبشر ظهور نموده و