کانازلغتنامه دهخداکاناز. (اِ) چوب بن خوشه ٔ خرما را گویند یعنی جایی که به نخل چسبیده باشد. (برهان ) (اوبهی ) (آنندراج ) (فرهنگ اسدی ) (صحاح الفرس ) (ناظم الاطباء) (شعوری ج 2 ص 34
کانازفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهقسمت انتهایی خوشۀ خرما که به شاخه چسبیده است: ◻︎ من بدان آمدم به خدمت تو / که برآید رطب ز کانازم (رودکی: ۵۲۵).
کانازفرهنگ نامها(تلفظ: kānāz) (در قدیم) چوب انتهای خوشهی خرما که به درخت چسبیده است ؛ بن خوشهی خرما آنجا که به نخل چسبیده.
کانازاوالغتنامه دهخداکانازاوا. (اِخ ) شهری است در ژاپون و 164000 تن سکنه دارد. صادراتش ظروف چینی است .
کَانَافرهنگ واژگان قرآنآن دو بودند ( اگر در ترکيب با فعل مضارع ديگري به کار رود زمان فعل دوم را ماضي استمراري مي کندمانند"کَانَا يَأْکُلَانِ ﭐلطَّعَامَ "يعني غذا مي خوردند)
کارآزمودهفرهنگ مترادف و متضادباتجربه، حاذق، خبره، قابل، کارآمد، کاردان، کارکشته، مجرب ≠ بیتجربه، تازهکار
کانازاوالغتنامه دهخداکانازاوا. (اِخ ) شهری است در ژاپون و 164000 تن سکنه دارد. صادراتش ظروف چینی است .