چرخابلغتنامه دهخداچرخاب . [ چ َ ] (اِ مرکب ) چرخی که آب آنرا میگرداند. (ناظم الاطباء). || چرخ آب کشی . چرخ چاه . دولاب . چرخ دولاب . || گرداب . (آنندراج ). خربله و گرداب . (ناظم
چرخابلغتنامه دهخداچرخاب . [ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان براآن ، بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان که در خاور شهر واقع و جزء اصفهان است . (ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
چرخابلغتنامه دهخداچرخاب . [ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان چمچال بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاه که در 12هزارگزی جنوب صحنه و 12هزارگزی شوسه ٔ کرمانشاه به همدان واقع است . دشت ، سرد و معت
چرخاب بتاbeta gyreواژههای مصوب فرهنگستانچرخاب چرخندی یا واچرخندی ناشی از فرارَفت تاوایی پتانسیلی زمینه توسط گردش چرخند حارهّای
چرخاب بتاbeta gyreواژههای مصوب فرهنگستانچرخاب چرخندی یا واچرخندی ناشی از فرارَفت تاوایی پتانسیلی زمینه توسط گردش چرخند حارهّای
چرخ آب کشیلغتنامه دهخداچرخ آب کشی . [ چ َ خ ِ ک َ / ک ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) چرخ . چرخاب . چرخ دولاب . چرخ چاه . دولاب . چرخ آب که بوسیله ٔ گاو یا شتر یا اسب و غیره کشند. چرخی ک
ناوسارلغتنامه دهخداناوسار.(اِ مرکب ) دیرک آسیا که با چرخاب میگردد. || مجرائی که باغستان را بدان آبیاری میکنند. (ناظم الاطباء). || ناسار. رجوع به ناسار شود.