پیشاهنگفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پیشرو.۲. پیشرو لشکر.۳. [منسوخ] کسی که عضو سازمان تربیتی پیشاهنگی باشد.۴. [قدیمی] پیشرو قافله.
پیشاهنگbellwether 1واژههای مصوب فرهنگستان[آیندهپژوهی] گروهها یا مکانهای پیشگام در درک و پذیرش روندها و تغییرات [جامعهشناسی] شخص یا گروهی از اشخاص که به خلق و تأثیرپذیری و الگو شدن تمایل دارند
پیش آهنگلغتنامه دهخداپیش آهنگ . [ هََ ] (اِ مرکب ) پیشاهنگ . (از: پیش و آهنگ ، بمعنی کش و کشنده ) پیشرو قافله و کاروان و لشکر. آنکه پیش پیش لشکر و قافله رود. (غیاث ). مقدمة. (دهار).
پیش آهنگلغتنامه دهخداپیش آهنگ . [ هََ ] (اِخ ) نام موضعی به استرآباد رستاق . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 127 بخش انگلیسی ).
پیشاهنگیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. سازمان تربیتی و ورزشی در بیشتر کشورهای جهان که شاگردان مدارس و جوانان را با منش پیشاهنگی که پرورش جسم و فکر و آمادگی برای کارهای نیک است آشنا میسازد.۲. (حاص