پشت گلیلغتنامه دهخداپشت گلی . [ پ ُ ت ِ گ ُ ] (ص مرکب ) رنگ سرخ کم رنگ . رنگی چون رنگ پشت برگ گل سرخ . سرخ روشن . گلی روشن .صورتی . آلا. آل . || کرمی است در آمریکا و مصر و هندوستان
پُشْتَگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی خاک هایی که روی هم انبار شده اند ، چیزهایی که روی هم انبار شده اند.
پشتفرهنگ مترادف و متضاد۱. پس، خلف، ظهر، عقب، ورا ۲. بیرون، خارج ۳. آنسو ۴. اولاد، تبار، تخمه، دودمان ۵. پشتیبان، حامی، کمک، معین، ملاذ، ملجا، یار، یاور ۶. امرد، کونی، مخنث، مفعول، ملو
آلالغتنامه دهخداآلا. (ص ) آل . سرخ نیمرنگ . پشت گلی . و در فرهنگها بیت ذیل برای این معنی شاهد آمده است ، لیکن صریح در مدعا نیست : چو چشم ابر شد آلا و روی گل ناری در آبگون قدح ا
چهره ایلغتنامه دهخداچهره ای . [ چ ِ رَ / رِ ] (ص نسبی ) منسوب به چهره . مثل و مانند چهره . || سرخ نیمرنگ که در عرف هند آن را گلابی گویند یا نزدیک به گلابی . (آنندراج ). رنگ چهره ای
گرگ تیغلغتنامه دهخداگرگ تیغ. [ گ ُ ] (اِ مرکب ) درختچه ای است از جنس لیسیوم که سه گونه ٔ آن در ایران نام برده شده است :1- بارباروم که در نقاط خشک جنگل های کرانه ٔ دریای مازندران می
گیزیلغتنامه دهخداگیزی . (اِ) در گیلان نام تنگرس باشد و آن درختچه ای است که برگهای آن برای دام زهراست . میوه ٔ آن در پزشکی به عنوان مسهل به کار میرودو اگر آن را با آهک بیامیزند ر
ماجشونلغتنامه دهخداماجشون . [ ج ُ ] (معرب ، اِ مرکب ) ماجوشون . (ناظم الاطباء). معرب ماهگون . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (آنندراج ) (منتهی الارب ). معرب ماهگون فارسی بمعنی رنگ ما