پرتقاللغتنامه دهخداپرتقال . [ پ ُ ت ُ ] (اِخ ) (کشور...) نام قدیم آن لوزی تانی و یکی از کشورهای جنوبی اروپاست و در مغرب شبه جزیره ٔ ایبری واقع است و سرحدات آن از مشرق و شمال اسپان
پرتقالفرهنگ انتشارات معین(پُ تِ) ( اِ.) درختی است از تیرة مرکبات ویژة مناطق مرطوب . میوة آن کروی ، آبدار، شیرین و سرشار از ویتامین ث می باشد و دارای پوست نارنجی است .
پرتقالگویش خلخالاَسکِستانی: partəxâl دِروی: partəxâl شالی: pardəxâl کَجَلی: parteqâl کَرنَقی: portəxâl کَرینی: partəqâl کُلوری: partəqâl گیلَوانی: pardaxâl لِردی: partəxâl
پرتقال افشارلغتنامه دهخداپرتقال افشار. [ پ ُ ت ُ اَ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) آلتی که بدان آب پرتقال گیرند .