پایتختفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهشهری که مرکز سیاسی یک کشور، محل اقامت پادشاه یا رئیسجمهوری و هیئت دولت باشد.
پایتخت میزبان … بوددیکشنری فارسی به عربیاِحْتَضَنَتْ العاصِمَة المؤتَمرَ الخامِسَ لِوُزَراءِ الخارجية
پایتخت شاهد برگزاری (پذیرایی) کنفرانس پنجم وزرای خارجه بوددیکشنری فارسی به عربیاِحْتَضَنَتْ العاصِمَة المؤتَمرَ الخامِسَ لِوُزَراءِ الخارجية