پاداشتلغتنامه دهخداپاداشت . (اِ) جزا و سزا نیکی یا بدی را : و پاداشت را از اینجا جزاگویند. (تفسیر ابوالفتوح رازی ). و جزا پاداشت باشد اِمّا بخیر و اِمّا بشر. (تفسیر ابوالفتوح رازی
پاداشفرهنگ مترادف و متضاد۱. اجرت، اجر، انعام، بادافراه، بخشش، ثواب، جایزه، جزا، دسترنج، صله، عطیه، مزد، مکافات، نتیجه ۲. کابین، مهر
پاداشنلغتنامه دهخداپاداشن . [ ش َ ] (اِ) پاداش . پاداشت : دهد ولی ّ ترا کردگار پاداشن دهد عدوی ترا روزگار بادافراه . فرخی .شتابکارتر از باد وقت پاداشن درنگ پیشه تر از کوه وقت بادا