۱. فاصلۀ زمانی کوتاه.
۲. درنگ؛ ایست.
۳. [مجاز] نقصان؛ رکود.
ایست، بند، تعطیل، توقف، درنگ، رکود، سکته، سکون، فترت، فرصت، متارکه، مکث ≠ پویایی
abeyance, break, check, discontinuance, gap, halt, intermission, interregnum, interruption, interval, lapse, outage, pause, respite, rest, standstill, stop, stoppage, tie-up