25 فرهنگ

551 مدخل


وضوح

vozuh

آشکار بودن؛ پیدایی؛ روشن شدن امر.

سرراستی، روشن

آشکارایی، ایضاح، روشنی، صراحت، هویدایی ≠ ابهام

clarity, clearness, definiteness, lucidity, obviousness, perspicuity, specificity