وستالغتنامه دهخداوستا. [ وَ ] (اِ) ستایش خالق و خلق . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). ستایش خدا. (غیاث اللغات ). ستایش و شکر خالق . (ناظم الاطباء). || (اِخ ) به وزن و معنی استا
وستافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = اَوِستا: ◻︎ چو گلبن از گل آتش نهاد و عکس افکند / به شاخ او بر درّاج گشت وستاخوان (خسروانی: شاعران بیدیوان: ۱۱۹).۲. ستایش خداوند.
وستالیسلغتنامه دهخداوستالیس . [ وِ ] (اِخ ) کاهن معبد وستا. نام کاهنه ٔ معبد وستا. (فرهنگ فارسی معین ). وستالیسها کاهنان معبد وستابودند و وظیفه ٔ ایشان آن بود که آتش مقدس را پیوسته
وستالیسفرهنگ انتشارات معین(وِ) [ فر. ] (اِ.) نام کاهنة معبد وستا. وظیفة این کاهنه ها روشن نگاه داشتن آتش مقدس بود و هرگاه آتش معبد در اثر اهمال یکی از این ها خاموش می شد او را زنده به گو