هویجلغتنامه دهخداهویج . [ هََ ] (اِ) حَویج . نوعی رستنی که بیخ آن را خام یا پخته خورند همچون چغندر. زردک . گزر. رجوع به گزر شود.
هویجگویش خلخالاَسکِستانی: kələngezer/ gezer دِروی: kungezer/ gezer شالی: gazar کَجَلی: gazar کَرنَقی: gazar کَرینی: gazar کُلوری: gazar گیلَوانی: gezer لِردی: gazar
حویجلغتنامه دهخداحویج . [ ح َ ] (ع اِ) آنچه دیگ را باید پختن را. دیگ افزار. دیگ ابزار. || تضیقاً؛ زردک . گرز. کزر اصطفلین . جزر. اسطافولینس . کلمه ٔهویج از حوائج القدر آمده است
هویجةلغتنامه دهخداهویجة. [ هَُ وَ ج َ ] (ع اِ مصغر) مصغر هاجة است . و هاجة غوک است . (منتهی الارب ).