نواختفرهنگ مترادف و متضاد۱. زدن، ضربت ۲. تفقد، دلجویی، ملاطفت، نوازش ۳. سرایش، سرودن ۴. احسان، بر، نکویی، نیکی ۵. انعام، بخشش، کزم
نواختلغتنامه دهخدانواخت . [ ن َ ] (مص مرخم ، اِمص ) نوازش . مهربانی . خاطرنوازی . شفقت . تسلی . (از ناظم الاطباء). دلجوئی . نیکی . برّ. بخشش . انعام . (فرهنگ فارسی معین ). تفقد.
نواخت پویاdynamic tone, contour toneواژههای مصوب فرهنگستاننوعی نواخت که در آن زیروبمی در طول هجا تغییر میکند
نواخت پویاdynamic tone, contour toneواژههای مصوب فرهنگستاننوعی نواخت که در آن زیروبمی در طول هجا تغییر میکند
نواخت ناهموارcontour toneواژههای مصوب فرهنگستاننواختی که در یک هجا تغییر میکند متـ . نواخت پویا dynamic tone
نواختنلغتنامه دهخدانواختن . [ ن َ ت َ ] (مص ) نوازش نمودن . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ). شفقت نمودن . ملاطفت کردن . مهربانی کردن . (ناظم الاطباء). تفقدکردن . (فرهنگ فارسی