نجوملغتنامه دهخدانجوم . [ ن ُ ] (ع اِ) ج ِ نجم . انجم . ستارگان : مجره چون ضیا که اندراوفتدبه روزن و نجوم اوهبای او. منوچهری .آسمان و تن از ایشان در جهان پیدا شودتا نجوم فضل را
نجومفرهنگ انتشارات معین( ~.) [ ع . ] (مص ل .)1 - ظاهر شدن ، پدید آمدن . 2 - طلوع کردن ستاره . 3 - پدید آمدن فتنه . 4 - ظهور کردن بدمذهب . 5 - قسط قسط ادا کردن مالیات .
نجوم الاخذلغتنامه دهخدانجوم الاخذ. [ ن ُ مُل ْ اَ ] (ع اِ مرکب ) منزل های ماه است ، یا شهاب که بدان مسترقین سمع را میزنند. منازل قمر. (از محیطالمحیط). رجوع به اخذ شود.
نجوم الاخذلغتنامه دهخدانجوم الاخذ. [ ن ُ مُل ْ اَ ] (ع اِ مرکب ) منزل های ماه است ، یا شهاب که بدان مسترقین سمع را میزنند. منازل قمر. (از محیطالمحیط). رجوع به اخذ شود.