۱. بیقاعده؛ بیراه و نامناسب.
۲. [مجاز] زشت و ناپسند.
۳. [مجاز] کج و ناهموار.
۱. ناجور، ناسازگار، نامتناسب، ناهماهنگ
۲. غیرعادی
۳. درشت، زمخت، شنیع ≠ بهنجار
abrasive, cacophonous, clumsy, different, gamy, irregular, off-key, reprehensible, uncouth, unnatural