ناقللغتنامه دهخداناقل . [ ق ِ ] (ع ص ) برنده ٔ چیزی از جائی به جائی . (فرهنگ نظام ). از جائی به جائی برنده . (آنندراج ). آنکه چیزی را از جائی به جائی می برد. برنده و بردارنده و
ناقلفرهنگ انتشارات معین(قِ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - حمل کننده ، جابه جا کننده . 2 - نقل کننده ، روایت کننده ، 3- انتقال دهنده .
ناقل انتحاریsuicide vectorواژههای مصوب فرهنگستانناقلی حاوی ژنی که بیان آن برای یاختة میزبان کشنده است
ناقل بیانیexpression vector, expression cloning vector, transcription vectorواژههای مصوب فرهنگستانحامل تاگسازی که بیان پروتئینی ژن درجشده را هدایت میکند
ناقل داماندازی بیانهexon trapping vectorواژههای مصوب فرهنگستانناقلی دوکارکردی با قابلیت همتاسازی که در روشهای آزمایشگاهی داماندازی به کار میرود
ناقل دِناDNA vectorواژههای مصوب فرهنگستانهرگونه ساختار دِنایی، مانند ژنگان ویروسها، که بتواند اطلاعات ژنی را از یک یاخته به یاختۀ دیگر منتقل کند