ناشتابیلغتنامه دهخداناشتابی . [ ش ِ ] (حامص مرکب ) آهستگی . شکیبائی . صبوری . (ناظم الاطباء). شتاب نکردن . عمل ناشتاب . رجوع به ناشتاب شود.
ناشتائی شکستنلغتنامه دهخداناشتائی شکستن . [ ش ْ / ش ِ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) ناهاری کردن . چیز اندک خوردن . (ناظم الاطباء). ناشتائی خوردن . صبحانه خوردن . افطار کردن .
ناشتائیلغتنامه دهخداناشتائی . (اِ) هر چیزی که پس از مدتی چیز نخوردن و روزه گرفتن خورند. (ناظم الاطباء). صبحانه . ناهارشکن . ناشتاشکن . زیرقلیانی . سلفه . طعام مختصری که صبح با چای
صبحانهلغتنامه دهخداصبحانه . [ ص ُ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) ناشتایی . زیرقلیانی . ناهارشکن . صفراشکن . ناشتاشکن . لقمةالصباح . چاشنی بامداد. لُهنة. آنچه صبح خورند چون چای و شیر و کره
خوراکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت وعدۀ غذا، پرس، جیره، جیرهی غذایی صبحانه، ناشتا، ناشتایی، چاشت، نهار، عصرانه، شام، شبچره سحری، افطاری، افطار، عَشا ماحضر، چاشت، حاضری▼