مواقعلغتنامه دهخدامواقع. [ م َ ق ِ ] (ع اِ) ج ِ موقع. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ موقع به معنی جاها و محلها. (از غیاث ). و رجوع به موقع شود. || ج ِ موقعة. (اقرب الموارد).
مواقعهفرهنگ مترادف و متضاد۱. پیکار، جنگ، حرب، ستیز، غزوه، کارزار ۲. جنگ کردن، پیکار کردن ۳. آمیزش، جماع ۴. جماع کردن، مخالطت کردن، آمیزش کردن
مواقعاتلغتنامه دهخدامواقعات . [ م ُ ق َ ] (ع اِ) ج ِ مواقعه و مواقعت . (یادداشت مؤلف ). رجوع به مواقعه و مواقعت شود.
مواقعتلغتنامه دهخدامواقعت . [ م ُ ق َ / ق ِ ع َ ] (از ع ، اِمص ) جنگ . حرب . جنگ کردن . حرب کردن : پیش از مواقعت ومصادمت او هزیمت عار دارد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 414). || آرمیدن
مواقعاتلغتنامه دهخدامواقعات . [ م ُ ق َ ] (ع اِ) ج ِ مواقعه و مواقعت . (یادداشت مؤلف ). رجوع به مواقعه و مواقعت شود.
مواقعتلغتنامه دهخدامواقعت . [ م ُ ق َ / ق ِ ع َ ] (از ع ، اِمص ) جنگ . حرب . جنگ کردن . حرب کردن : پیش از مواقعت ومصادمت او هزیمت عار دارد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 414). || آرمیدن
مواقعهلغتنامه دهخدامواقعه . [ م ُ ق َ ع َ / ق ِ ع ِ ] (از ع ، اِمص ) مواقعة. مواقعت . نبرد و پیکار. (ناظم الاطباء). حرب : ابوالفضل هروی منجم با مؤیدالدوله مواضعه کرده بود که در آ
مواقعةلغتنامه دهخدامواقعة. [ م ُ ق َ ع َ ] (ع مص ) با هم به جنگ و محاربه درافتادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). جنگ کردن کسی با کسی و در محاربه ٔ او افتادن . (ناظم الاطباء). وقاع .
مواقعهفرهنگ انتشارات معین(مُ قَ عَ یا قِ ع ) [ ع . مواقعة ] 1 - (مص ل .) جنگ کردن با کسی . 2 - جماع کردن . 3 - (اِمص .) حرب ، ستیزه . 4 - جماع ، آمیزش .