25 فرهنگ

660 مدخل


معیوب

ma'yub

عیب‌دار؛ ناقص؛ نادرست.

آکمند

آهمند، خراب، عیبناک، فاسد، ناقص ≠ سالم

bad, bum, defective, deficient, deformed, hurt, imperfect, misshapen, unsound, vicious, wrong