مسلکةلغتنامه دهخدامسلکة. [ م َ ل َ ک َ ] (ع اِ) طره ای که از گوشه ٔ جامه شق کرده باشند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
بی مسلکلغتنامه دهخدابی مسلک . [ م َ ل َ ] (ص مرکب ) (از: بی + مسلک ) بی مرام . بی راه . رجوع به مسلک شود.
سَرَباًفرهنگ واژگان قرآنمسلک و مذهب (سرب و نفق عبارت است از راهي که در زير زمين کنده شده و از نظر عموم پنهان است . در عبارت "فَـﭑتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي ﭐلْبَحْرِ سَرَباً " گويا راهي را
پاسیفیسمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمسلک سیاسی مبتنی بر مخالفت شدید با اعمال زور جهت حل اختلافات بینالمللی.
فراماسونگریfreemasonry 2واژههای مصوب فرهنگستانمسلک و مرامی که مدعی گسترش همبستگی مردان آزادۀ جهان است
مسلکةلغتنامه دهخدامسلکة. [ م َ ل َ ک َ ] (ع اِ) طره ای که از گوشه ٔ جامه شق کرده باشند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).