با کسی نرمی و ملاطفت کردن؛ بهنرمی و حسن خلق با کسی رفتار کردن: ◻︎ مدارا خرد را برادر بُوَد / خرد بر سر دانش افسر بُوَد (فردوسی: ۷/۱۸۰).
۱. اعتدال، تسامح، سعهصدر، مماشات، میانهروی
۲. سازش، ملایمت، رفق کردن
۳. مهربانی، نرمی ≠ قهر
۴. بردباری، تحمل
compromise, lenience, leniency, tolerance, toleration