25 فرهنگ

1775 مدخل


محقق

mohaqqaq

۱. درست و استوار؛ قطعی و مسلّم.
۲. به‌حقیقت‌پیوسته.

پژوه شگر، پژوهنده

پژوهشگر، دانشمند، عالم، متتبع، متجسس، متفحص ≠ نامحرز

incontestable, incontrovertible, proven, researcher, scholar, student, sure, unquestionable