مجذورلغتنامه دهخدامجذور. [ م َ ] (ع ص ) حاصل ضرب جذر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حاصل ضرب عددی در خودش . (از اقرب الموارد). در اصطلاح حساب ، مضروبی که به ضرب حاصل آید ، مثلاً
مجذورفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهحاصل یک بار ضرب کردن یک عدد در خودش: ۲۲ یا مجذور ۲ برابر است با ۴=۲*۲.
مجزورلغتنامه دهخدامجزور. [ م َ ] (ع ص ) شتر یا گوسپند کشته شده . مجزورة. (ناظم الاطباء). شتر کشته شده . (از منتهی الارب ).
اختلافجرم مجذوریmass-squared differenceواژههای مصوب فرهنگستاناختلاف میان مربع جرمهای دو نوع نوترینو
قانون عکس مجذورinverse-square lawواژههای مصوب فرهنگستانهر رابطه که در آن مقدار یک کمیت در یک نقطه به عکس مجذور فاصلۀ آن از نقطهای دیگر بستگی داشته باشد