۱. اندازه و مقداری از پول.
۲. [قدیمی] حد رسیدن؛ جای رسیدن.
۲. [قدیمی] حد و نهایت چیزی.
آوازه گر، فرارسان
۱. پول، وجه
۲. اندازه، مقدار، میزان
۳. بلوغ، کمال
amount, expense, exponent, figure, mouthpiece, preacher, propagandist, proponent, publicist, sum