25 فرهنگ

1133 مدخل


مبرهن

mobarhan

۱. آشکار.
۲. دارای دلیل و برهان؛ مدلل.

آشکار، بارز، بدیهی، بین، روشن، مدلل، مستدل، مشخص، واضح، هویدا ≠ ناآشکار، نامشخص، نامبرهن

apparent, clear, evident, manifest, plain, self-evident, self-explanatory, transparent