لبثلغتنامه دهخدالبث . [ ل َ ] (ع مص ، اِمص ) مکث . پاییدن . پای داشتن . مقابل سرعت و شتاب . درنگ . درنگی . انتظار. دیر کردن . درنگ کردن . (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن جرجانی )
لبثلغتنامه دهخدالبث . [ ل َ ب ِ ] (ع ص ) درنگ کننده ؛ منه قوله تعالی : لابثین فیها احقابا. (قرآن 23/78). لابث . (منتهی الارب ).
لبسلغتنامه دهخدالبس .[ ل ُ ] (ع مص ) پوشیدن جامه . (منتهی الارب ). پوشیدن . (تاج المصادر). مقابل خلع. کندن . بیرون کردن . || برخورداری گرفتن از زن زمانی . لبس قوماً کذلک ؛ ای ت
لبسلغتنامه دهخدالبس . [ ل َ ] (ع مص ) پوشانیدن کار را بر کسی . (منتهی الارب ). پوشیدن . (زوزنی ). التباس . مشتبه ساختن . (منتهی الارب ). || شوریده کردن بر کسی . (زوزنی ) (تاج ا
لبسلغتنامه دهخدالبس . [ ل ِ ] (ع اِ) جامه . پوشش . (منتهی الارب ). پوشاک . لباس : نه لبسی نکو و نه مال و نه جاه پس این غنجه کردن ز بهر چراست . خفاف .به دست شرع لبس طبع میدر گر
لبسفرهنگ انتشارات معین(لَ) [ ع . ] 1 - (مص م .) پوشانیدن امر بر کسی ، مشتبه ساختن . 2 - (اِ.) شبهه اشکال . 3 - (اِ.) مکر، حیله .
لَبِثَفرهنگ واژگان قرآنماند - مكث كرد - درنگ نمود(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَّبِثْتَفرهنگ واژگان قرآنماندي - مكث كردي - درنگ نمودي(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَبِثْتُفرهنگ واژگان قرآنماندم - مكث كردم - درنگ نمودم(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَّبِثْتُمْفرهنگ واژگان قرآنمانديد - مكث كرديد - درنگ نموديد(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَبِثْنَافرهنگ واژگان قرآنمانديم - مكث كرديم - درنگ نموديم(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَبِثَفرهنگ واژگان قرآنماند - مكث كرد - درنگ نمود(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَّبِثْتَفرهنگ واژگان قرآنماندي - مكث كردي - درنگ نمودي(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَبِثْتُفرهنگ واژگان قرآنماندم - مكث كردم - درنگ نمودم(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَّبِثْتُمْفرهنگ واژگان قرآنمانديد - مكث كرديد - درنگ نموديد(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَبِثْنَافرهنگ واژگان قرآنمانديم - مكث كرديم - درنگ نموديم(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )