25 فرهنگ

9296 مدخل


قابل

qābel

۱. قبول‌کننده؛ پذیرنده.
۲. دارای امکان برای قبول امری یا حالتی: قابل اجرا، قابل قبول.
۳. سزاوار؛ شایسته.
⟨ قابل ارتجاع: هر شیئ که پس از خم کردن یا فشار دادن آن به حالت اول برگردد.

در خور، درخور

۱. برازنده، سزاوار، شایسته، لایق، مستعد، مناسب
۲. آگاه، کارآزموده، کاردان، متبحر، مجرب،
۳. پذیرا، پذیرنده ≠ نالایق
۴. فائق

able _, fit, open, worth