فاسیوسلغتنامه دهخدافاسیوس . (اِخ ) ظاهراً طبیبی بوده است ، و او را در عداد پزشکانی که در فاصله ٔ روزگاران بقراط و جالینوس زیسته اند نام برده اند. (از عیون الانباء فی طبقات الاطباء
فاسیوسلغتنامه دهخدافاسیوس . (اِخ ) ظاهراً طبیبی بوده است ، و او را در عداد پزشکانی که در فاصله ٔ روزگاران بقراط و جالینوس زیسته اند نام برده اند. (از عیون الانباء فی طبقات الاطباء
فازلغتنامه دهخدافاز. (اِخ ) فازیس . فازیست . فاسیوس . رودی در گرجستان غربی که امروز آن را ریون گویند و در زمان داریوش بزرگ گذرگاه سربازان ایران و یونان و یکی از راههای جنگی آن
فافیورسلغتنامه دهخدافافیورس . [ ] (معرب ، اِ)بردی . (فهرست مخزن الادویه ). صورت غلطی از فافیروس معرّب پاپیروس است . رجوع به پاپیروس و فافیروس شود.