فاسیلغتنامه دهخدافاسی . (اِخ ) احمدبن یوسف بن محمدبن یوسف . رجوع به احمد، و معجم المطبوعات ج 2 ستون 1428 شود.
فاسیلغتنامه دهخدافاسی . (اِخ ) احمدبن عبدالحی حلبی . نویسنده ٔ کتاب الدّر النفیس و النّور الانیس فی مناقب الامام ادریس است . وی از نویسندگان متأخر مراکش به شمارمیرود. رجوع به م
فاسیولنلغتنامه دهخدافاسیولن . [ ل ُ ] (معرب ، اِ) لوبیای سفید. اصوفورون . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به فاسولیا و فاسلو شود.
فاسیةلغتنامه دهخدافاسیة. [ ی َ] (ع اِ) خبزدوک . بسیار بدبوست . (فهرست مخزن الادویه ). فاسیاء. جعل . سرگین گردانک . رجوع به فاسیاء شود.
فاسیاءلغتنامه دهخدافاسیاء. (ع اِ) خنفساء. (اقرب الموارد). خبزدوک . (منتهی الارب ). به عربی خنفساء است ، و گفته اند نوعی از آن است . (فهرست مخزن الادویه ). فاسیه . خرچسنه . خبزدوک
فاسیس هندیلغتنامه دهخدافاسیس هندی . [ سی س ِ هَِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بابری است . (فهرست مخزن الادویه ). آن را نوعی از ریحان ونیز قسمی از خربزه دانسته اند. رجوع به بابری شود.
فاسیولنلغتنامه دهخدافاسیولن . [ ل ُ ] (معرب ، اِ) لوبیای سفید. اصوفورون . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به فاسولیا و فاسلو شود.