قعثبانلغتنامه دهخداقعثبان . [ ق َ ث َ ] (ع اِ) جانورکی است مانند خنفساء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
قعثبانلغتنامه دهخداقعثبان . [ ق َ ث َ ] (ع ص ) کثیر. (اقرب الموارد). بسیار. (منتهی الارب ). رجوع به قعثب شود.
غاصبانهلغتنامه دهخداغاصبانه . [ ص ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) همچون غاصب . مانند غاصبان . از روی ِ غصب .
غابانکلغتنامه دهخداغابانک . [ ن َ ] (اِ) شابانک . شاهبانک . شاهباپک . شابابک . شاهنانج . شابالج . شاهبابک . شابانج . شاه بانج . شافامج . معرب شابانک که برنوب باشد. (فهرست مخزن الا
غائبانهلغتنامه دهخداغائبانه . [ ءِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) در حال غیاب . بطور غیاب . بگونه ٔ غیاب .- ارادت غائبانه به کسی داشتن ؛ او را نادیده به وی ارادت ورزیدن .- حکم غائ
غاصبانهلغتنامه دهخداغاصبانه . [ ص ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) همچون غاصب . مانند غاصبان . از روی ِ غصب .
deforcesدیکشنری انگلیسی به فارسیdeforces، تصرف عدوانی کردن، غصب کردن، تصرف غاصبانه کردن، بزور مالی را از مالک گرفتن