عوایدفرهنگ انتشارات معین(عَ یِ) [ ع . عوائد ] (اِ.) جِ عائده ؛ 1 - در - آمدها، مداخل . 2 - فواید، منافع .
عوادلغتنامه دهخداعواد. [ ع ُوْ وا ] (ع ص ، اِ) ج ِ عائد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به عائد شود.
عوادلغتنامه دهخداعواد.[ ع َ دِن ْ ] (ع ص ، اِ) عوادی . ج ِ عادیة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به عادیة و عوادی شود.
عوادلغتنامه دهخداعواد. [ ع َوْ وا ] (ع ص ) کسی که عیادت از بیمارمیکند. (ناظم الاطباء). || رباب نواز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رباب نواز و عودنواز. (ناظم الاطباء) (از اقرب المو
سیورغالفرهنگ انتشارات معین( ~.) [ تر - مغ . ] (اِ.) عواید زمینی که به جای حقوق یا مستمری به اشخاص می بخشیدند؛ ج . سیورغالات .
شهرآماردبیرلغتنامه دهخداشهرآماردبیر. [ ش َ دَ ] (اِ مرکب ) بنابه گفته ٔ خوارزمی دبیر عواید دولت شاهنشاهی بروزگار ساسانیان . (ایران در زمان ساسانیان ص 155).
پولشوییواژهنامه آزادهر نوع عمل یا اقدام به عمل برای مخفی کردن یا تغییر ظاهر هویت عواید نامشروع به طوری که وانمود شود از منابع نامرئی سرچشمه گرفته است، پولشویی گویند این اعمال زمان
کمبودلغتنامه دهخداکمبود. [ ک َ ] (مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) کم بودن . کمی . قلت . نقصان ؛ کمبود غذا. کمبود عواید. (فرهنگ فارسی معین ). کسر. کم آمد. نقص . نقیصه . منقصت : کمبود خ
متفقههلغتنامه دهخدامتفقهه . [ م ُ ت َ ف َق ْ ق ِهَْ ] (ع ص ، اِ) ج ِ متفقه . متقثهین : فواید و عواید آن خیر به عامه ٔ علما و متفقهه برسیده (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 441).