۱. ناتوان شدن؛ ناتوانی؛ درماندگی.
۲. به ستوه آمدن.
درماندگی، ناتوان
استیصال، اضطرار، بیچارگی، درماندگی، زبونی، سستی، ناتوانی
cravenness, disability, disablement, frustration, helplessness, impotence, inability, incapability, incapacity, powerlessness