دراز: ◻︎ با چنین کوتهی عمر بیان نتوان کرد / قصهٴ طول امل را که سخن طولانی است (سلیم: لغتنامه: طول امل).
دراز
۱. دراز، طویل
۲. دیر
۳. دیرینه، دیرین، مدید
۴. دور، بعید، مسافتزیاد
۵. بسیار، زیاد
agelong, endless, extended, great, lengthy, livelong, long , long-distance, long-lasting, long-winded, macro-, verbose