25 فرهنگ

2170 مدخل


صدمه

sad[a]me

۱. آسیب.
۲. آزار.
۳. [قدیمی] راندن و دفع کردن.
۴. [قدیمی] کوبیدن دو چیز به هم.
۵. [قدیمی] مصیبت.
⟨ صدمه خوردن (دیدن): (مصدر لازم)
۱. آسیب دیدن.
۲. آزار دیدن.
⟨ صدمه کشیدن: (مصدر لازم) رنج و آزار کشیدن؛ تحمل مشقت کردن.
⟨ صدمه زدن: (مصدر لازم)
١. آسیب زدن.
٢. آزار رساندن.

آسیب، گزند

۱. آزار، آسیب، جراحت، خدشه، زیان، ضرر، گزند، لطمه، مضرت
۲. برخورد، شتم، شوک
۳. عیب، نقص

damage, harm, hurt, ill, impairment, injury, lesion, loss, mischief, prejudice, suffering