سیلیلغتنامه دهخداسیلی . (اِ) آن است که انگشتان دست را راست کنند و بهم بچسبانند و تیغوار بر گردن مجرمان ، گناهکاران و بی ادبان زنند و اینکه طپانچه را سیلی میگویند غلط است . (برها
سیلیفرهنگ انتشارات معین(اِ.) ضربه ای که به وسیلة کف دست به چهرة کسی زنند؛ تپانچه . ؛ با ~ صورت خود را سرخ نگه داشتن کنایه از: در عین تنگدستی آبروداری کردن ، به ظاهر خود را بی نیاز ج
سیلیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهضربهای که با کف دست و انگشتان بهصورت کسی زده شود؛ تپانچه؛ توگوشی؛ کشیده.