سیاللغتنامه دهخداسیال . [ س َ ] (اِ) یاسمین را گویند و آن سفید و زرد میباشد. (برهان ) (آنندراج ). یاسمین . (بحر الجواهر) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
سیاللغتنامه دهخداسیال . [ س َی ْ یا ] (ع اِ) نوعی از درخت انگور یا خار.(آنندراج ). عُض ّ. (منتهی الارب ). قسمی از عضاة است . (یادداشت بخط مؤلف ). شبهان . شاباهی . شاباهان . فال
صیاللغتنامه دهخداصیال . (ع مص ) حمله کردن بر حریف و زیادتی نمودن . || به یکدیگر حمله آوردن . || برجستن . (منتهی الارب ).
سیال کاملگرانروpurely viscous fluid, inelastic fluidواژههای مصوب فرهنگستانسیالی که هیچنوع رفتار کشسان بروز ندهد، بهطوریکه اگر در یک شکل ثابت نگاه داشته شود، تنش بهسرعت صفر یا در تمام حجم بهصورت یکنواخت توزیع شود
سیال کانسنگساز، شارة کانسنگسازore-forming fluidواژههای مصوب فرهنگستانگاز یا سیالی که کانهها را حل و منتقل و تهنشین میکند نیز: شارة کانسنگساز کانیساز mineralizer
سیال گرانروکشسانviscoelastic fluidواژههای مصوب فرهنگستانسیالی که رفتار غالب آن شارش گرانرو است، ولی پس از برداشتن تنش، تاحدودی بازگشت کشسان از دگرشکلی نیز از خود نشان میدهد
سیال گرانشوندۀ برشیshear thickening fluid, dilatant fluid, dilatant 2واژههای مصوب فرهنگستانسیالی دارای ذرات نامنتظم که گرانرَوی ظاهری آن براثر افزایش آهنگ برش زیاد میشود
سیالسازیfluidizationواژههای مصوب فرهنگستانروشی که در آن با معلق کردن ذرات جامد در مایع یا گاز در حال حرکت ذرات جامد رفتاری مانند سیال پیدا میکنند
شکافهپرکنfissure filling, open space fillingواژههای مصوب فرهنگستانسیال حاوی مواد معدنی که درزه و شکستگی سنگها را پر میکند و رگۀ معدنی به وجود میآورد